شمارهٔ ۲۸
توئی که مشرق انوار و ذات اسمائیتوئی که قطره و موج و حباب و دریائی
توئی که آدم و نوح و خلیل و داودیتوئی که احمد و موسی و خضر و عیسائی
محیط مرکز افلاک و انجم و املاکتوئی که اصل اصول نهان و پیدائی
توئی که بحر حیاتی و کوه علم و یقینتوئی که جمله جهان را چو چشم بینائی
برون ز جان و جهانی و این و کیف و مکاناز آنکه جان و جهانی همیشه بیجائی
به نقش تست نموده نقوش جان وجهاناز آن جهت که تو هم اسم و هم مسمائی
جهان شدست اسیری اسیر قید دوئیتوئی بملک حقیقت که فرد و یکتائی