گنج

شمارهٔ ۱۰

طالب وصل ترا خانه چه کعبه چه کنشتمست دیدار ترا جای چه دوزخ چه بهشت
دست بیچون کرم طینت ما روز ازلز آتش عشق وز آب خم و پیمانه سرشت
هرچه در هر دو جهان صورت هستی داردجمله مرآت رخ اوست چه زیبا و چه زشت
روضه جنت عارف دل دانا باشدکه درو حور و قصورست و گل و لاله و کشت
خط اسرار قدم منشی دیوان قضاپاک در دفتر دل از قلم صنع نوشت
تخم هرگونه چو دهقان فاحببت بریختدر زمین دلم آنروز غم عشق تو کشت
خرم آن جان که جهان همچو اسیری دریافتیکنفس دامن مطلوب دل از دست نهشت