گنج

قطعات

شمارهٔ ۱ای خداوندی که پیر چرخ با چندین چراغشمارهٔ ۲رغبت به استخوان کسی کم کند سگششمارهٔ ۳هرگز نبرد خاطر خوش ره به سوی ماشمارهٔ ۴خسرو ارباب دانش سرو اهل هنرشمارهٔ ۵سرور ارباب همت خسرو اهل هنرشمارهٔ ۶ای سیدی که نور سیادت ز روی توشمارهٔ ۷ای افصح زمانه فصیحی که عقل کلشمارهٔ ۸صاحبا شد مدتی تا شاهدان فکرتتشمارهٔ ۹خواجه آمد از سفر رفتم به قصد دیدنششمارهٔ ۱۰وسواسی نظیر تو ای شیخ ساختهشمارهٔ ۱۱حسبتالله به سست ای میر با من دوستیشمارهٔ ۱۲گمان برم که مگر سر بر آسمان سودمشمارهٔ ۱۳گفتی که پلی بسازی از بهر خداشمارهٔ ۱۴عزیزی گفت با من دوش کای سلطان سوداگرشمارهٔ ۱۵می‌دهند از شوق آن رخساره جان از بهر آنشمارهٔ ۱۶شاید که دیرتر کند از سینه‌ام گذرشمارهٔ ۱۷ز رویش بر فلک عکسی یست خود کی مثل او باشدشمارهٔ ۱۸نشود شاد دل از وعده وصل تو مگرشمارهٔ ۱۹هزار چشم درفشان و دامن‌پرورشمارهٔ ۲۰ای دل هوای نفس کند خانه‌ات خرابشمارهٔ ۲۱ز فرموده اوستادان پیششمارهٔ ۲۲میر مادر منزل مردم بسی گرمی ولیشمارهٔ ۲۳ای برادر بشنو از من پند اگر فرزانه ایشمارهٔ ۲۴خداوند کریمان باز خواهدشمارهٔ ۲۵عالم به غیب اگر نیست چون هر که را قرین شدشمارهٔ ۲۶ای آن که ز ناله میکنی منعشمارهٔ ۲۷خداوند آگهی کایم به خدمتشمارهٔ ۲۸کارم چنان نبسته که روز وصال یارشمارهٔ ۲۹هر پاره ای فتاده به جایی ز جور یارشمارهٔ ۳۰ای که چرخت ندیده است نظیرشمارهٔ ۳۱گرز آن که دوش از سر غفلت به دقت خوابشمارهٔ ۳۲نظام دین و دینا قره العین رسول اللهشمارهٔ ۳۳ای که هرگز نشود مست کسیشمارهٔ ۳۴شب و روزند انبای زمانهشمارهٔ ۳۵ای پسر گر هرزه خند و بی جا باشی چو گلشمارهٔ ۳۶گرچه مستی می کند از قید غم فارغ تو راشمارهٔ ۳۷اهل دنیا سخت نا اهلند گفتم ترکشانشمارهٔ ۳۸شکل ماه نو بدیدم در میان کهکشانشمارهٔ ۳۹شرط تأثیر ریاضت طینت پاک است و بسشمارهٔ ۴۰مال دنیا سایه است و اهل دنیا آفتابشمارهٔ ۴۱شعله ی شوق تو از پا ننشیند به عبثشمارهٔ ۴۲وصل بیش از هجر جان سوزد نبینی عندلیبشمارهٔ ۴۳چو بستم دیده دید از رخنه مژگان نظر رویششمارهٔ ۴۴داده‌ام ایمان به کفر زلف آن ترسابچهشمارهٔ ۴۵رد صله ی خواجه نه زان بود که کم بود