گنج

شمارهٔ ۱۲

گمان برم که مگر سر بر آسمان سودمسرم شبی که بر آن خاک آستان آید
شدم زضعف چو مویی و از نزاکت طبعگرش بدل گذرم بر دلش گران آید
گل از نشاط کله سوی آسمان افکندصبا ز کویت اگر سوی گلستان آید