شمارهٔ ۸
صاحبا شد مدتی تا شاهدان فکرتتاز طلبکاران خود دارند رخ اندر نقاب
شعر تو آب روان است و روانم تشنه استچون روا داری که باشد تشنه محروم آب
لیک دوش از حامت گفت است طبع دوربینآن چنان عذری که نتوان رد آن در هیچ باب
گفت معنی های او بکرند و ما نامحرمانبکر از نامحرمان واجب شمار و اجتناب