شمارهٔ ۲۵
عالم به غیب اگر نیست چون هر که را قرین شدنشنیده زونویسد هرچش گذشت در دل
آب سیه برآرد و از قعر بحر تیرهدر ثمین نماید چون آورد به ساحل
از ضعف میبرندش بر دوش و این عجب ترگز یک قدم تواند رفتن ز چین به بابل
گر جمله جهان را چومیر جمله عالمبخشد نمیکند سر بالا ز شرم سایل