گنج

مثنویات

شمارهٔ ۱ای خوشا آغاز غم‌ پرداز عشقشمارهٔ ۲ای طفیل بود تو بود همهشمارهٔ ۳شاهد غیبی که خود مستور بودشمارهٔ ۴عشق از نو باز دستان‌ساز گشتشمارهٔ ۵گلستانش را گلی پیدا نبودشمارهٔ ۶دیده را دیدار خور خیره کندشمارهٔ ۷محفل عشقش چو می‌آراستندشمارهٔ ۸عقل را با عشق در هم ریختندشمارهٔ ۹شاه ما کز لوح و کرسی باج خواستشمارهٔ ۱۰ای یگانه گوهر سلک وجودشمارهٔ ۱۱سید کونین سبط مصطفاشمارهٔ ۱۲طالب من گر شود یک ره کسیشمارهٔ ۱۳تا به کی ای نفس علت زای منشمارهٔ ۱۴ای گرفتار جهان پیچ پیچشمارهٔ ۱۵ای نمودی از وجودت بود منشمارهٔ ۱۶گرضمیرم قابل اسرار نیستشمارهٔ ۱۷آفتابی آسمانها زو عیانشمارهٔ ۱۸زافرینش بیشتر حق بود و بسشمارهٔ ۱۹باز صبح است و برآمد آفتابشمارهٔ ۲۰باز عشق آهنگ یغما ساز کردشمارهٔ ۲۱آن امام و پیشوای متقینشمارهٔ ۲۲کوکب شه تا ابد پاینده بادشمارهٔ ۲۳فتنه از ملک شهنشه دور شدشمارهٔ ۲۴هر که از خاصیتی ممتاز شدشمارهٔ ۲۵ - آدمی را بر جانوران فخری نیست ....چشم و گوش و دست و پا و خورد و خفتشمارهٔ ۲۶خواجه‌ای بوده‌ست از پیشینگانشمارهٔ ۲۷این امام و رهنمای هشتمینشمارهٔ ۲۸این منم کاینسان خجل از خاک توسشمارهٔ ۲۹یاد دارم من که روزی چند کسشمارهٔ ۳۰کشور جان مرا سلطان توییشمارهٔ ۳۱سوی طور آمد مگر روزی کلیمشمارهٔ ۳۲شب نگردد روشن از نام چراغشمارهٔ ۳۳باز این دیوانه ی بگسسته بندشمارهٔ ۳۴یاربت بر لب ولی دل غافل استشمارهٔ ۳۵درگذشتی از من ای رب رحیمشمارهٔ ۳۶ملک چاکر خدیوا پادشاهاشمارهٔ ۳۷شهنشاه دریا دل ابر کفشمارهٔ ۳۸ستایش خداوند بخشنده راشمارهٔ ۳۹نفس شوم تو چاه تاریک است