شمارهٔ ۱۴
ای گرفتار جهان پیچ پیچهیچ دانی کاین جهان هیچ است هیچ؟
ای تو از بیراه ره نشناختهتوسن شهوت به هر سو تاخته
راه بیراه است و دزدان آگهندهمرهانِ راه، دزدان رهند
پشت بر مقصود پویی تا به کیمقصد از بیراهه جویی تا به کی
ای ره از بیره به تو نزدیکترمقصدت از ره به تو نزدیکتر
دیو غفلت سوی این راهت کشاندمقصد و مقصود تو در خانه ماند
باز گرد ای بی خبر از راز خویشبازجو انجام خود ز آغاز خویش