گنج

شمارهٔ ۱

۱۰ بیت
ای خوشا آغاز غم‌ پرداز عشقای خوشا انجام به ز آغاز عشق
عشق از نو داستان‌ پرداز شددوستان دستی که دستان‌ساز شد
باز زنجیر جنون برداشتندبند بر پای خرد بگذاشتند
عقلها را وقت آشفتن رسیدرازها را نوبت گفتن رسید
مرحبا ای عشق غم پرداز ماای تو هم همراز و هم غماز ما
ای فزون از فکر و از تدبیر ماهم جنون ما و هم زنجیر ما
خیر مقدم حبذا اهلا هلالوحش الله بارک‌الله مرحبا
عقل را ره در دل دیوانه نیستخلوت حق جای هر بیگانه نیست
خانهٔ دل منزل اخلاص تستخلوت جان جای خاص‌الخاص تست
شاد بنشین و ز غمم آزاد کنهم خرابم ساز و هم آباد کن