گنج

سحر حلال

بخش ۱ - دیباچهحمد بیحد و ثنای نامحدود و شکر بیعد و سپاس نامعدود سزاوار صانعیست که بیک امر کن نسخه دو کون بپرداخت و درود و تحیات نامیات سیدی را که بیک انگشت معجز نما قرص قمر دو پاره ساخت و سلام صلوات آثار صفدری را که بیک ضرب تیغ دو سر آزاده ولایت در ملک هر دو عالم انداخت و نوادر جواهر بحر دو کون نثار مقدم آل و اولاد ایشان باد.بخش ۲ - سحر حلال مولانا اهلی شیرازیای همه عالم بر تو بی‌شکوهبخش ۳ - در توحید باریتعالی گویدای که بر اسرار تو دانا کمندبخش ۴ - در مناجات گویدیا رب از احسان نظر از ما متاببخش ۵ - نعت سید المرسلیناحمد مرسل گل این کشته زاربخش ۶ - در خطاب زمین بوس گویدای شده در خانه جان منزلتبخش ۷ - منقبت امیرالمؤمنین علی بن ابیطالبپیر و حیدر شو و همرنگ آلبخش ۸ - نعت ایمه اثنا عشرچون علی اندر ره دین راهبربخش ۹ - در موعظه و نصیحت گویدساقی از آن شیشه منصور دمبخش ۱۰ - سبب نظم کتابساقی از آن مشربه یاقوت دهبخش ۱۱ - نکته در بیان وحی و الهامساقی از اغیار در امشب ببندبخش ۱۲ - تعریف مولانا کاتبی و مجمع البحرین اوقافیه سنجان همه عیسی دمندبخش ۱۳ - مدح شاه اسماعیلساقی از آن جوهر آرام سوزبخش ۱۴ - مدح خواجه معین الدین محمد صاعدیساقی از اقبال تو ما سر خوشیمبخش ۱۵ - آغاز داستانساقی از الطاف تو می بر کف استبخش ۱۶ - صفت دخترکی که نامش گل بودساقی از آن می که به از تازه گلبخش ۱۷ - صفت ملک زاده که نامش جم بودساقی از آن نوگل باغم نوازبخش ۱۸ - رفتن جم بشکار و عاشق شدن بر گلساقی ازان گلشن گل رنگ رنگبخش ۱۹ - نامه نوشتن جم به گل و شرح حال خود گفتنساقی از آن می اگر ارزند گیستبخش ۲۰ - رسیدن نامه جم بگل و تندی کردن اوساقی از آن آب توکاتش برستبخش ۲۱ - نوشتن گل جواب نامه جم راساقی از آن شیشه صاف گلاببخش ۲۲ - رسیدن نامه گل به جم و جواب نوشتن اوساقی از آن چشمه کوثر نسیمبخش ۲۳ - رسیدن نامه جم به گل و نامه نوشتن او و دایه را در میان داشتنساقی از آن شیشه پر خون کرمبخش ۲۴ - رفتن جم بگوی بازی و افتادن از اسب و هلاک شدنساقی ازین چنبر غم داد دادبخش ۲۵ - رفتن گل در آتش و سوختن با نعش جمساقی ازین کاسه و خوان کبودبخش ۲۶ - در خاتمه کتاب فرمایدساقی ازین جرعه در انجام کوش