گنج

بخش ۲۲ - رسیدن نامه گل به جم و جواب نوشتن او

ساقی از آن چشمه کوثر نسیمکآب رخ او داده ز گوهر بسیم
میکند آن آینه رو یاوریتا تو در آن آینه روی آوری
در دل من بوی امیدست بازچشم دل از روی امیدست باز
غنچه سربسته گل باز شدهدهد پر بسته گل باز شد
خواند جم آن نامه و آن راز اوگفت که من نشنوم آنرا ز او
جم دگر آمد ره زاری سپردکرد خطی از پی یاری سپرد
کای گل از این خواری جم درگذرچون گل و خار آمده هم درگذر
ره بده ای گلبن جان بخش منتا رسد از خرمن جان بخش من
گر شده پر این چمن از صد هزارکو یکی ای گل چو من از صد هزار
غصه من کز دل من خون مزیدآمده بر قصه مجنون مزید
گر دمد از کهگل من یاسمنکی رود از این دل من یاس من
گر نظر ایگل سمن آسا کنیصد دل آشفته تن آسا کنی
چشمه مهرت دل ما تشنه دیدچاره ما هیچ جز آتش ندید
مرغ اگر از صحبت گلزار سوختمرغ من از فرقت گل زار سوخت