گنج

بخش ۴ - در مناجات گوید

یا رب از احسان نظر از ما متابدوزخ عصیان دگر از ما متاب
چون دهد احسان تو رحمت نشانآتش قهر از نم رحمت نشان
لطف تو بخشنده و جان مستحقشد دل و جان همه زان مست حق
ما همه بیچاره و سرگشته ایمدانه جرم از همه سرکشته ایم
لطف کن از رحمت امید بخشتا رسد از نعمت جاوید بخش
گر کنی آمرزش مفسد رواستبر در تو رایج و کاسد رواست
گرفتد آن سایه و پرتو بفرقنیست در آلایش و در توبه فرق
هر که تو در زحمت و بیم آریشزهر به از شربت بیماریش
باد اگر آید سوی گل بی زیانیافته از بوی تو گل بیزی آن
وای از آندم که چو خوارزمیانخشم تو روبد گل و خار از میان
ما همه در آفت و زحمت بریذات تو از آفت و زحمت بری
لطف تو انداخته هر گوشه خوانبر سر خوان بنده بی توشه خوان
خلق بر آن خوان همه دم خوانده اندسوره المایده هم خوانده اند
چو کشد آن بخشش شاهانه خوانیاد کن از اهلی افسانه خوان
بر دل درمانده بیکار سازرحم کن از لطف خود ای کارساز
رحمت خود بر سر افتاده پاشدر ره احمد مبر از جاده پاش