گنج

قطعات و مثنویات

۱ای که تویی کاشف غمهای من۲.ماده تاریخباز اکسیر اعظم اقبال۳.ماده تاریخقبله ی خسروان هند اکبر۴.ماده تاریخشه دنیا و دین سلطان حسین است۵در آتش است چو نعل از بتان نو خطش۶سخن چون مغز گویم پوست کنده۷چرا به هند که رنگ از دلم بر او نرود۸از رشک تو شمع شد فرنگی۹تا توان شد چو نوبهار خلیق۱۰مردمان را اگر تو نشناسی۱۱به جز خدا به کسی نیست احتیاج مرا۱۲آن شکر پاره ی خراسانی۱۳کشد صد حلقه در گوش تغافل۱۴در این مدینه ی جنت اساس اعیانش۱۵گر بود کمال مال داری۱۶به گلزاز این عکس پر آب و تاب۱۷.لغز(معما)طرفه رعنا لعبتی دیدم فرنگی زاده ای۱۸.لغز(معما)صبح و خورشید و شفق بی پرده در ایام عید۱۹تا بود در پنجه ی خورشید نبض روزگار۲۰.تاریخ رفتن مکه عمده الخواص خسرو آقاحرم کعبه تا بود آباد۲۱.در مذمت دنیاخلایی است پر فضله و خون جهان۲۲.تعریف شمشیر پادشاه که طلاکوب این ابیات در بدن شمشیر نگاشته شدهبه تحریر تیغ تو ای شهریار۲۳.مثنوی تعریف مهتابی شاه و تاریخ آن که حسب الامر ترکیب و انشا شدهمرا مهتابی قطرت پناه است۲۴ز سهمش می طپد افزون ز بسمل۲۵.تاریخ حوض سنگ مسجد پادشاهیبه فرمان دارای مالک رقاب۲۶.تعریف ترکش گلدوزمنقش ترکش گلدو زخانی۲۷.تاریخ اله چوب پادشاهیالا چوب شاهنشه دین پناه۲۸.مثنوی در تاریخ و تعریف توحید خانه ی پادشاه خلد الله تعالی ملکهبحمداله که از لطف الهی۲۹.قطعهتفنگ عدو سوز صاحبقران۳۰.مثنوی در تعریف حمام قورچی باشیمر از دستگاه معنی بکر۳۱.تقریر در خطابهمایون منظرا والاجنابا۳۲.مثنوی قضا و قدرشنیدم روزی از صاحب کمالی۳۳.مثنوی حاتمیهفارس کلکم که به میدان فکر۳۴.قطعهز خلخال اگر سفله را پادشاه۳۵.به اسم ابراهیممژه گرداب خون کند انشا۳۶.به اسم امیناهر دم آن ترک آتشین جولان۳۷.به اسم حسینتا به زلف تو داشت روی امید۳۸.به اسم معزطره ی زلف تو گردد سرگران۳۹.به اسم عاشورکرده است آیینه منظور نظر۴۰.به اسم حسامحریفانه تا چیده ای این بساط۴۱.به اسم میناشمع را پرده ی فانوس جمال افزاید۴۲.به اسم اللهدلا چند در دام خالی اسیر۴۳.به اسم محمداگر اره بر فرقم از ابتلاست۴۴.به اسم علیز اسم سامی اش گردد مصور۴۵.به اسم حمیدقرین شد با امید و فارغ از بیم۴۶.به اسم عبدالباقیآید چو به بر نگار من با دف و نی۴۷.به اسم سحابیرسد تاج بر سر چو آن ماه صوفی۴۸.به اسم حمیدبه رخ سایه ابلقش دیده گفتم۴۹. به اسم هاشمتوان از گلبن امید گل چید۵۰.به اسم اردشیرصد شعبه ز زنده رود اشکم پیدا۵۱.به اسم زنگنهکند رم زغمدیدگان روزگار۵۲.به اسم حسینزنم بالای این نه خیمه خرگاه۵۳.به اسم نریماندل به دور خط شود شاد از بتان۵۴.به اسم آصفماهی که ز دیده ها نهان است۵۵.به اسم رضیدل ز تدبیر می شود عاری۵۶.به اسم صیادخانه پرداز من که از شوخی۵۷.به اسم صیادتصحیف و قلب و اسقاط مقصود فاش گفته۵۸.به اسم حسینیدر خم زلف توای خورشید چهر۵۹.به اسم عادیسودا زده ای که چون تو دلبر دارد۶۰.به اسم رشیدمرا حیرت زحسن توست لابد۶۱.به اسم قلیدر گداز تو چو شمع محفلم۶۲.به اسم محسنهر چه از صبر و قرار اندوخته۶۳.به اسم ادهمشب هجران قرار سیمابم۶۴.به اسم سراجهر چند که سرفتنه ی دوران شده است۶۵.به اسم عیسیتا کمربست کینه خواهی را۶۶.به اسم رفیعاختر نام تو چون چهره گشود۶۷.به اسم برخوردارشب نهان از من آن هلال ابرو۶۸.به اسم جمیل و حمیدعلم زد چو شمعم زنظاره دور۶۹.به اسم محمددهد همچو مژگان ز لطف بیان۷۰.به اسم جوحیچو در پرده آماده ی ناز شد۷۱.به اسم تریاکز مژگان چکد جای اشکم شرار۷۲.به اسم تلهخدنگ خویش را خواهد نشاند۷۳.به اسم .....چون شود بر میزبان مهمان امیر۷۴. به اسم عینکچشمی از شبنم چو دارم پاکتر۷۵.به اسم صبح و شامز بس دم سردی ابنای دنیا۷۶.به اسم لیالیچه داری اضطراب از شور دریا۷۷.به اسم ...دلم در اصفهان بسیار گردید۷۸. به اسم امیدنگارستان بود دیوان گلشن۷۹.به اسم شاهتویی کشور ستان خورشید رخسار۸۰.به اسم کلب علیای که امید من از خط تو در نشو و نما است۸۱ای کف تو کفه ی میزان عدل۸۲.تاریخ سد رستم خان سپهسالار برای زنده رودچهره پرداز فتح رستم خان