گنج

۲۹.قطعه

۵ بیت
تفنگ عدو سوز صاحبقراندل آزاری خصم حالی کند
به یک صیحه در عرصه گیر و دارز دشمن دل خویش خالی کند
به بحر کمان شه دین پناهصدف چرخ و سیاره گوهر شود
خدنگش ز سهم سعادت اثربر اعدای دولت مظفر شود
زقربان گلدوز شد قیزه بندکه در خون دشمن شناور شود