۲۵.تاریخ حوض سنگ مسجد پادشاهی
به فرمان دارای مالک رقابکه شد از شکوهش دل سنگ آب
سلیمان شهنشاه دنیا و دینکز او آبرو یافت تاج و نگین
مهندس نژادان خارا تراشبه بازوی تدبیر و حسن تلاش
نمودند حوضی ز سنگ آشکارکه چون ظرف گوهر بود آبدار
از این حوض شد عالمی کامیابچو عالم ز سرچشمه ی آفتاب
در این حوض گنجیده نقش جهانچود در حوضه ی مردمک آسمان
همین حوض با مشرب مقبلیبزرگی است در عین کوچک دلی
دهد شکلش از وضع ساغر نشانخط ساغرش گردش آسمان
مصفا چو آیینه ی آبرومنقش چو دلهای پر آرزو
چو چاه ذقن آب او خوش گواربه رنگ هوس پیکرش گل نگار
از این حوض افکنده گردون کلاهبه دروازه ی مسجد پادشاه
کشد موج آبش در انشای فیضبه منشور آن عرصه طغرای فیض
چو در عرض فیض است بی اختیاربود همچو تاریخ خود فیض دار (۱۰۹۵)
شها نورس خسته از انتظاربود تشنه ی شفقت شهریار
بر او باشد آیات رحمت گواهکه مانده است لب تشنه ی لطف شاه