۲۲.تعریف شمشیر پادشاه که طلاکوب این ابیات در بدن شمشیر نگاشته شده
به تحریر تیغ تو ای شهریارقلم در بنانم شود ذوالفقار
به کف تیغ زرینت ای کامیاببود جدول چشمه ی آفتاب
چه شمشیر موج محیط ظفرز ابروی خوبان به خون تشنه تر
به مرد افکنی سایه اش روز جنگبود خصم را بال پرواز رنگ
نه تنها بود طاق ابروی فتحمزلف شد از جوهرش روی فتح
اجل فعل و خصم افکن و رزم سازبه الزام اعدا زبانش دراز
به ایمای او مشکل ملک حلروان از دمش زنده رود اجل
ز کلک اشارت به لوح سپربود چهره پرداز شق القمر
ز طوفان این شعله ی آب رنگشود آتشین جلوه آشوب جنگ
چو فکر مهندس به جوهر تمامچو مصراع نورس مرصع نیام
شه دین از این شعله ی آبدارز اعدای دولت بر آرد دمار