۱۶
به گلزاز این عکس پر آب و تابپرد چشم آیینه ی آفتاب
شد این عکس خوابیده تمثال جانچو خواباندن چشم از دلبران
بیاض نگه عکس حیرت گرفتچو از چربه این نقش صورت گرفت
در این عکس شوخی به غارتگری استچو باغ سلیمان ز جوش پری است
چو بر لوح آیینه عکس بتانبهاری بود در نظر بی خزان
نظر باز گل ها به رخسار همگل و بلبلش محو دیدار هم
از این ریز مشق سراسر نگارشهنشه دهد سر خط نوبهار
کجا دارد این عکس دیگر مثالبجز نقش نورس ز کلک خیال