داستان خاقان چین
بخش ۱کنون ای خردمند روشنروانبخش ۲ازان دشت چنگش برانگیخت اسپبخش ۳به خیمه درآمد به کردار بادبخش ۴همی رفت پیران پر از درد و بیمبخش ۵وزان جایگه شد بدان انجمنبخش ۶بغرید شنگل ز پیش سپاهبخش ۷یکی خویش کاموس بد ساوه نامبخش ۸گهار گهانی بدان جایگاهبخش ۹نگه کرد خاقان ازان پشت پیلبخش ۱۰بینداخت آن تابداده کمندبخش ۱۱دبیر جهاندیده را پیش خواندبخش ۱۲بایوان شد و نامه پاسخ نوشتبخش ۱۳پس آگاهی آمد بافراسیاببخش ۱۴وزان جایگه لشکر اندر کشیدبخش ۱۵چو بنمود خورشید تابان درفشبخش ۱۶سپهبد چنان کرد کو راه دیدبخش ۱۷شتر یافت چندان و چندان گله