گنج

قصاید

شمارهٔ ۱رخ تو ارغوان باغ جان استشمارهٔ ۲دست چمن گرفت سر زلف آن نگارشمارهٔ ۳چو روز برسر خود کرد قیرگون چادرشمارهٔ ۴تو را خرامش کبک است و کشی طاووسشمارهٔ ۵دلم عاشق شدن فرمود و من برحسب فرمانششمارهٔ ۶دی غریوان شدم به سوی وثاقشمارهٔ ۷نهاد دولت جاوید در زمانه قدمشمارهٔ ۸اگر چه داد سخن در زمانه من دادمشمارهٔ ۹مشک است توده توده نهاده بر ارغوانشمارهٔ ۱۰معشوقه طرفه طرفه نماید گل از رخانشمارهٔ ۱۱ای نموده تیره تیره سلسله بر ارغوانشمارهٔ ۱۲گویی به گرد روی تو آن زلف دلستانشمارهٔ ۱۳ای لعل فتنه بر لب چون ناردان توشمارهٔ ۱۴نماز شام چو صحبت بریدم از ماوی