قصاید
شمارهٔ ۱قدم زد باز در برج حمل مهر جهان پیماشمارهٔ ۲سلطان چرخ دوش چوشد سوی خاوراشمارهٔ ۳دوش طبع من ملال از بس ز هجر یار داشتشمارهٔ ۴ای سیه زلف نگار از بس پریشان بینمتشمارهٔ ۵روز وشب پیدا ز چهر و طره دلدار شدشمارهٔ ۶ - شکایت به میرزا تقی خان امیرکبیرباز شد از فر فرودین جهان چون روی یارشمارهٔ ۷در شب غره ماه رمضانم دلبرشمارهٔ ۸ - در شکایت از بهرام میرزابهرام میرزا شده تا حکمران به فارسشمارهٔ ۹تنم از روزه ماه رمضان شد چو هلالشمارهٔ ۱۰زمانه ای است که شادی به خلق گشته حرامشمارهٔ ۱۱سال پارم بود یاری ماهروی ومهربانشمارهٔ ۱۲نیست به جز ظلم کار صاحب دیوان