طریق التحقیق
بخش ۱ - بسم الله الرحمن الرحیمابتدای سخن به نام خداستبخش ۲ - هو الاول والآخروالظاهر والباطن وهو بکل شیء علیمحی و قیوم و قادر و قاهربخش ۳ - لیسکمثله شیء و هو السمیع البصیروتر و قدوس و واحد است و صمدبخش ۴ - فی وحدانیة الله تعالیبه یقین واجب الوجود یکیستبخش ۵ - والذین جاهدوافینا لنهدینهم سبلنا، صدق اللهراه جستن زتو هدایت از اوبخش ۶ - مناجات در تنزیه و تقدیس حضرت باری سبحانه تعالیای صفات مقدس تو صمدبخش ۷ - یفعل الله مایشاء، و یحکم مایریدما ضعیفان که در مجاهدهایمبخش ۸ - مدح سید کائنات و خاتم المرسلینسید کائنات شمع رسلبخش ۹ - و ما ارسلناک الا رحمة للعالمینبلبل گلستان «ما اوحی»بخش ۱۰ - اول ما خلق الله تعالی نوریتو، چه دانی چه دُرِ معنی سُفتبخش ۱۱ - مدح امیرالمومنین ابوبکردین حق را ز ابتدا ز رسولبخش ۱۲ - مدح امیرالمومنین عمرقوّت دین حق ز عمّر بودبخش ۱۳ - مدح امیرالمومنین عثماندین شرف یافته و دنیا زینبخش ۱۴ - مدح امیرالمومنین علی(ع)بود حیدر در مدینهٔ علمبخش ۱۵ - فی قدوم الخضردوش چون شاهد جهان افروزبخش ۱۶ - در جواب حضرت خضر علیه السلام گویدگفتم ای مرهم دل ریشمبخش ۱۷ - در سؤال از عقل کل و جواب اوخردم دوش اندرین معنیبخش ۱۸ - در جواب عقل «و سقیهم ربهم شراباً طهورا»گفتم ای سایهٔ الهی توبخش ۱۹ - در شکایت احوالنیستم اندرین سرای مجازبخش ۲۰ - فی الشکایهچهکنم باکهگویم این سخنمبخش ۲۱ - فی تخلص الممدوح و تلخیص الروحبود روزی مبارک و فرخبخش ۲۲ - مفتاح ابواب الاسرار مصباح ارواح الابرارخالق خلق وایزد بی چونبخش ۲۳ - وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی آدَمَدر نگر تا که آفرید ترا ؟بخش ۲۴ - افحسبتم انما خلقناکم عبثاًتو چه پنداشتی که ایزد فردبخش ۲۵ - اَعْدا عَدُوِّکَ نَفْسُکَ الَّتی بَیْنَ جَنْبَیْکَگر کنی قهر ازو نفیس شویبخش ۲۶ - کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرونتو اگر نیک نیکی اربدبدبخش ۲۷ - حکایتاندر آن دم که مبدع اشیابخش ۲۸ - قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها ویسفک الدماءهمه افتادهاند در تک و تازبخش ۲۹ - قائد نفوس السالکین و نزهه قلوب المحققینای شده پای بست و زندانیبخش ۳۰ - دَعْ نَفْسَکَ وَ تَعالبگذر از نقش عالم گل توبخش ۳۱ - من عرف نفسه فقد عرف ربهبگذر از وَهم و این سخن بگذاربخش ۳۲ - حکایتدوش ناگه نهفته از اغیاربخش ۳۳ - ما رَأَیْتُ شَیْئاً إِلّا وَ رَأَیْتُ اللهَ فیهِدر جهانی که عالم ثانی استبخش ۳۴ - صفت اصحاب الطریقهرهروانی که وصل اوجویندبخش ۳۵ - فی مقعد صدق عند ملیک مقتدرساکنانی که جمله چون روحندبخش ۳۶ - انما اموالکم واولادکم فتنهچه کنی عیش با زن و فرزند؟بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقینای همه ساله پای بست غروربخش ۳۸ - خطوتان وقد وصلخود تو کاهل نشینی ای غافلبخش ۳۹ - کل نفس ذائقة الموت ثم الیناترجعونهر که آمد در این سرای غروربخش ۴۰ - حکایتای شنیده فسانه بسیاریبخش ۴۱ - ***تا جهان است؛ کار او این استبخش ۴۲ - فصل در صفت عشق و محبتگر حیات ابد همیخواهیبخش ۴۳ - اولیاء الله لایموتون ولکن ینتقلون من دار الی دارهر که در راه عشق گردد ماتبخش ۴۴ - فصل در اثبات رؤیت الله تعالیمرکب جهد زیر ران آردبخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالحای به خود راه خویش گم کردهبخش ۴۶ - در صفت کبر و عجبخوبرویی تو زشتخوی مباشبخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدینتا توانی به گرد کبر مگردبخش ۴۸ - فصل در مذمّت مرائی و ریائیصفت آنکه داردش حق دوستبخش ۴۹ - اَلَّذینَ یَذْکُرونَ اللهَ قیاماً و قُعوداً وَ عَلَی جُنوبِهِمْباش پیوسته با خضوع و بکابخش ۵۰ - شرف المؤمن استغناؤه عن الناسجهد آن کن که سرفراز شویبخش ۵۱ - فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنهای سنایی زجسم و جان بگسل!بخش ۵۲ - فصل فی ذکر القلب والتخلص فی العقلاندرین ملک پادشاه، دلستبخش ۵۳ - انما امره اذا اراد شیئا ان یقول له کن فیکونکاف ونون چون به یکدگرپیوستبخش ۵۴ - فصل فی التسلیملطف او هر که را دلالت دادبخش ۵۵ - کل یوم هو فی شأناین مثل در زمانه معروف استبخش ۵۶ - فصل فی البلاعاشقان را غذا بلا باشدبخش ۵۷ - اذا اراد الله بقوم خیراً ابتلاهم، فصل فی الضحی والبکاءتا توانی به خنده لب بگشایبخش ۵۸ - کَثْرَةُ الضَّحَکِ تُمیتُ القَلْبَبر تو بادا که خیره کم خندیبخش ۵۹ - فصل فی الصبر والشکرهر که را داد ایزدش توفیقبخش ۶۰ - الایمان نصفان، نصفه صبر ونصفه شکروقت ضر و عنا دل صابربخش ۶۱ - فصل فی العافیهدر جهان هر چه هست عاریت استبخش ۶۲ - فاستقم کما اُمرت، و من تاب معکراستی شغل نیک بختانستبخش ۶۳ - در تنبیه غافل و مذمّت جاهلطلب صحبت خسان نکنیبخش ۶۴ - الوحدة خیر من جلیس السوء، والجلیس الصالح خیر من الوحدهدوستیت مباد با نادانبخش ۶۵ - اولئک کالانعام بل هم اضل واُولئک هم الغافلونرنگ و بویی که در جان بینیبخش ۶۶ - خسر الدنیا و الآخرة ذلک هو الخسران المبینآن شنیدی که از سر سوزیبخش ۶۷ - وَ إِنْ مِنْکُمْ إِلّا وارِدُها کانَ علی رَبِّکَ حَتْماً مَقْضیّاًروزی از روزها به راهگذربخش ۶۸ - فصل در اکل و شرباز پی لقمهای چه ترش و چه شوربخش ۶۹ - فصل فی الرزقآنکه جان آفرید، روزی دادبخش ۷۰ - یسئلونک عن الروح قل الروح منامرربیدر کلام مجید ایزد فردبخش ۷۱ - خطاب به خورشیدای خطاب تو نیر اعظمبخش ۷۲ - و الشمس و ضحاها و القمر اذا تلاهاای مسلمترا سحر خیزیبخش ۷۳ - فصل فی ذم الظلمدر جهان هرکه بینی از که و مهبخش ۷۴ - حکایتبود در عهد ما شهی کافربخش ۷۵ - الملک یبقی مع الکفر ولایبقی مع الظلمباز دیدم که ظالمان بودندبخش ۷۶ - در فضیلت عدالتعدل شمعی بود جهانافروزبخش ۷۷ - فصل فی ختم الکتابای دریغا که در زمانهٔ ما