بخش ۶۵ - اولئک کالانعام بل هم اضل واُولئک هم الغافلون
رنگ و بویی که در جان بینیگر همه سود وگر زیان بینی
صلح با عدل و جنگ باستماستبا بدی نیک و با نشاط غم است
رهروان را ازآن چه نفع وچه ضرگر همه خیر باشد ار همه شر،
عالم دیگر است عالمشاننیست فرقی زمور تا جمشان
در جهان جز به دیدهٔ عبرتننگرند اینت غایت همّت
خاطر از هیچ کس نرنجدشانهر دو عالم جوی نسنجد شان
هر که او لذت جهان جویدروز و شب در پی جهان پوید
زوگریزان جهان و او پویانهمچو دیوانگان جهان جویان
نتواند بدان جهان پیوستزین جهان باد دارد اندر دست