گنج

بخش ۴۷ - و ان علیک لعنتی الی یوم الدین‌

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۹ بیت
تا توانی به گرد کبر مگردبا عزازیل بین که کبر چه کرد؟
آب طاعت برید از جویش نیل لعنت کشید بر رویش
بود آدم که کرد یک عصیان روز و شب «ربنا ظلمنا» خوان
چون بیفزود قدر و عزت او داد «ثم اجتباه» خلعت او
هرکه خود را فکند بر در او در دو عالم عزیز شد بر او
خویشتن را شناس ای نادان تا مشرف شوی چو عقل و چوجان
اندرین ره که راه مردانستهر که خو‌د فکند مر‌د آنست
آنکه او نیست‌گشت‌، هستش دان آنکه خو‌د دید، بت پرستش دان
بی‌خبر زان جهان و مست یکیست خویشتن بین و بت پرست‌یکیست