بخش ۴۵ - لا تدرکه الابصار وهو یدرک الابصار، طلب الهدایة والتوفیق بالعمل الصالح
ای به خود راه خویش گم کردهاین بود راه مرد پژمرده
ای همه لاف ترک دنیا گولاف و دعویت هست، معنی کو؟
چند از این شیوههای رنگآمیز؟ چند از این گفتههای بادانگیز؟
تاکی ای مست، لاف هوشیاری چند لنگی بری به رهواری
موسیت همره و توچون خامان رفته و گشته همدم هامان!
از خلیل خدا ابا کرده رفته نمرود را خدا کرده!
کم آدم گرفته از تلبیس دوستی کرده با که؟ با ابلیس؟!
تا هوا و هوس شعار تواند امل و حرص یار غار تواند،
زین حریفان به کس نپردازی خود به خود یک نفس نپردازی
خویشتن زین همه مجرد کن طلب دولت مؤبد کن