بخش ۳۷ - منهاج العارفین و معراج العاشقین
ای همه ساله پای بست غروردر خرابات حرص مست غرور
حرصت افگنده باز از ره حق اینچنین کی رسی به درگه حق
راه دور است و مرکبت لنگ استبار بسیار و عرصه پرسنگ است
بار حرص و حسد زدوش بنه هر چه داری بخور، بنوش و بده
ره تو دور شد یقین بشنوتو مجرد شو و مپای و برو
ترک این هستی مزور کن دل به نور یقین منور کن
تا بدانی مسافت راهش کم و بیش و دراز و کوتاهش
دو قدم بر سر وجود نهی وان دگر بر در ودود نهی