گنج

بخش ۵۱ - فصل فی ترک الدنیا والاعراض عنه

وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)۱۲ بیت
ای سنایی‌ زجسم و جان بگسل!هر چه آن غیر اوست زان بگسل!
صنعت شعر و شاعری بگذار دست از گفت و گوی هرزه بدار
بیش از این در ره مجاز مپویصفت زلف و خط و خال مگوی
خط در این علم و این صناعت‌کش پای در دامن قناعت کش
ازپی هر خسیس مدح مگوی وز در هر بخیل صله مجوی
دست در رشتهٔ حقایق زن پای بر صحبت خلایق زن
گوهر عشق زیور جان کن قصد آب حیات ایمان کن
شورش عشق در جهان افکن فرش عزت بر آسمان افکن
چست و چابک میان خلق‌درآی همچو پروانه گرد شمع برآی
سرگردون به زیر پای درآر یک نفس در ره خدای برآر
صحبت عاشقان صادق جویهمره و همدم موافق جوی
چند گردی به گرد کعبهٔ گل‌؟ یک نفس کن طواف کعبهٔ دل‌!