گنج

غزلیات

شمارهٔ ۱دلم از وحشت تنهایی شب‌ها خون استشمارهٔ ۲این تف عشق که اندر جگر زار من استشمارهٔ ۳سیاهکارتر از من کسی به دوران نیستشمارهٔ ۴شب تنهایی ای دل هر که چون غم همدمی داردشمارهٔ ۵از بتان یار مرا انباز می‌خواهی نداردشمارهٔ ۶هرجای که رفتیم و به هرسو که دویدیمشمارهٔ ۷با کاروان عشق تو چون همسفر شدمشمارهٔ ۸کمرم شکست عشقت، صنما کمر ندارمشمارهٔ ۹در عشق اگر راهبری داشته باشی