گنج

شمارهٔ ۳

سیاهکارتر از من کسی به دوران نیستفزونتر از گنهم قطره های باران نیست
اگر به وهم نیاید فزونی گنهمبدین خوشم که فزونتر ز لطف یزدان نیست
به هر چه می نگرم واله ی تو می بینمکه جلوه ی رخت از هیچ دیده پنهان نیست
درون خانه ی دل را ز نقش غیر بشویمحل رحمت یزدان مقام شیطان نیست
از آن زمان که بدیدم بعشت عارض تومرا هوای گلستان و باغ و بستان نیست
عجب ز سختی دل آیدم که ز آتش عشقبسوخت صد ره و از سوختن پشیمان نیست
همین نه ز آتش عشق تو سوخت الهامیکجاست آنکه ازین شعله سینه بریان نیست