فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
۴٬۸۵۵ شعر در این وزن.
عطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » گفتار یوسف همدان دربارهٔ عالم وجودعطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » حکایت مردی که صورت افلاک بر تختهٔ خاک میکشیدعطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » گفتار پیری مستغنیعطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » حکایت مگسی که به کندو رفت و دست و پایش در عسل ماندعطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » حکایت شیخی خرقهپوش که عاشق دختر سگبان شدعطار » منطقالطیر » بیان وادی استغنا » حکایت مریدی که از شیخ خواست تا نکتهای بگویدعطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » بیان وادی توحیدعطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » عقیدهٔ دیوانهای دربارهٔ عالمعطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » حکایت پیرزنی که کاغذ زری به بوعلی دادعطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » راز و نیاز لقمان سرخسی با پروردگارعطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » حکایت عاشقی که در پی معشوق خود را در آب افکندعطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » حکایت محمود و ایاز و حسن در روز عرض سپاهعطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » بیان وادی حیرتعطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » حکایت دختر پادشاه که بر غلامی شیفته شد و تحیر غلام پس از وصل در عالم بیخبریعطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » مادری که بر خاک دختر میگریستعطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » گفتار یک صوفی با مردی که کلیدش را گم کرده بودعطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » حکایت شیخ نصر آباد که پس از چهل حج طواف آتشگاه گبران میکردعطار » منطقالطیر » بیان وادی حیرت » نومریدی که پیر خود را به خواب دیدعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » بیان وادی فقرعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار معشوق طوسی (محمد) با مریدشعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار عاشقی که از بیم قیامت میگریستعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » حکایت پروانگان که از مطلوب خود خبر میخواستندعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » گفتار مردی صوفی با کسی که او را قفا زدعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » حکایت مفلسی که عاشق پسر پادشاه شد و بدین گناه او را محکوم به مرگ کردندعطار » منطقالطیر » بیان وادی فقر » سؤال پاکدینی از نوری دربارهٔ راه وصالعطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » سیمرغ در پیشگاه سیمرغعطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » گفتهٔ مجنون که دشنام لیلی را بر آفرین همهٔ عالم ترجیح میدادعطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » پاسخ پروانه به پرندگان که او را از سوختن منع میکردندعطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » حکایت خطی که برادران یوسف هنگام فروش او دادندعطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » سخن عاشقی که بر خاکستر حلاج نشستعطار » منطقالطیر » سیمرغ در پیشگاه سیمرغ » ...عطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » فی وصف حالهعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتهٔ دانای دین هنگام نزععطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » پند ارسطاطالیس بر اسکندر هنگام مردن اوعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » صوفی که از مردان حق سخن میگفت و خطاب پیری به اوعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتار مردی راهبین هنگام مرگعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتهٔ پاکدینی که سیسال عمر بیخود میگذاردعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتار شبلی که پس از مردن به خواب جوانمردی آمدعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » سال پیری راهبر از روحانیانی که نقد از هم میربودندعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » حکایت ابوسعید مهنه با مستی که به در خانقاه او آمدعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » پاسخ عزیزی به سالات پروردگار در روز حشرعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » گفتار نظام الملک در حال نزععطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » سال سلیمان از موری لنگعطار » منطقالطیر » فیوصف حاله » حکایت ابوسعید مهنه با قایمی که شوخ بر بازوی او میآوردسنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۰سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۶سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۶۷سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۲سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۴