گنج

گفتار نظام الملک در حال نزع

چون نظام الملک در نزع اوفتادگفت الهی می‌روم در دست باد
خالقا، یا رب ، به حق آنک منهرکرا دیدم که گفت از تو سخن
در همه نوعی خریدارش شدمیاری او کردم و یارش شدم
بر خریداری تو آموختمهرگزت روزی به کس نفروختم
چون خریداری تو کردم بسیهرگزت نفروختم چون هر کسی
دردم آخر خریداریم کنیار بی‌یاران توی، یاریم کن
یا رب آن دم یاریم ده یک نفسکان دمم جز تو نخواهد بود کس
دیده پر خون دوستان پاک منچون بیفشاند دست از خاک من
تو بده دستی در آن ساعت درستتا بگیرم دامن فضل تو چست