گنج

ترجیعات

اولهم روت خوش هم خوت خوش هم پیچ زلف و هم قفادومماه رمضان آمد ای یار قمر سیماسومحد و اندازه ندارد ناله‌ها و آه راچهارمای دریغا که شب آمد همه گشتیم جداپنجمآنچ دیدی تو ز درد دلم افزود بیاششمای ساقیان مشفق سودا فزود سوداهفتممستی و عاشقی و جوانی و یار ماهشتمبلبل سرمست برای خدانهمباز این دل سرمستم دیوانهٔ آن بندستدهمهست کسی کو چو من اشکار نیستیازدهمبیا، که باز جانها را شهنشه باز می‌خوانددوازدهمزان بادهٔ صوفی بود از جام، مجردسیزدهمپیکان آسمان که به اسرار ما درندچهاردهمای قد و بالای تو حسرت سرو بلندپانزدهمای یار گرم دار، و دلارام گرم دارشانزدهمبیار آن می که ما را تو بدان بفریفتی ز اولهفدهمگر دلت گیرد و گر گردی ملولهجدهمنامه رسید زان جهان بهر مراجعت برمنوزدهمای خواب برو ز همدمانمبیستمهله درده می بگزیده که مهمان تومبیست و یکمهله، رفتیم و گرانی ز جمالت بردیمبیست و دومهله خیزید که تا خویش ز خود دور کنیمبیست و سومهرگز ندانستم که مه آید به صورت بر زمینبیست و چهارمامروز به قونیه، می‌خندد صد مه روبیست و پنجمشب مست یار بودم و در های های اوبیست و ششمای جان مرا از غم و اندیشه خریدهبیست و هفتمای درد دهنده‌ام دوا دهبیست و هشتمای آنک ما را از زمین بر چرخِ اَخضر می‌کَشیبیست و نهمبا شیر رو به شانگی آوردمان دیوانگیسی‌امعجب سروی، عجب ماهی، عجب یاقوت و مرجانیسی و یکماگر سوزد درون تو چو عود خام، ای ساقیسی‌و دومشاهنشه مایی تو و بگلربک ماییسی‌و سومرها کن ناز، تا تنها نمانیسی‌وچهارمجهان اندر گشاده شد جهانیسی‌پنجمزهی دریا زهی بحر حیاتیسی و ششمفتاد این دل به عشق پادشاهیسی ‌و هفتمای بانگ و صلای آن جهانیسی و هشتمهر روز بگه ز در درآییسی و نهممستیان در عربده، رفتند و رفتم گوشه‌ایچهلمهله نوش کن شرابی، شده آتشی به تیزیچهل و یکمتو برو، که من ازینجا بنمی‌روم به جاییچهل و دومماییم و بخت خندان، تا تو امیر ماییچهل و سومزین دودناک خانه گشادند روزنیچهل و چهارمگر مه و گر زهره و گر فرقدی