گنج

قطعات

شمارهٔ ۱قاری بقد خیالت این جامه نوشمارهٔ ۲میان شده و معجر خصومتی افتادشمارهٔ ۳شرب گوشو قرین بشال درشتشمارهٔ ۴در مدحت بخیه سقرلاطشمارهٔ ۵دو قماشند صوف و موئینهشمارهٔ ۶فارغی ای جیب اطلس کز برت کیف عبیرشمارهٔ ۷چنین که دختر فکرم جهیز معنی یافتشمارهٔ ۸در مزاد رخت دلالان منادی میرنندشمارهٔ ۹گذشت موسم سرما و پوستین و نمدشمارهٔ ۱۰گتاب البسه یکجا بنظم البسه امشمارهٔ ۱۱کتانی دگر پوش هر سال نوشمارهٔ ۱۲زیاری طمع داشتم ارمکیشمارهٔ ۱۳در جهان هر خلعتی زیبنده شخصی را بودشمارهٔ ۱۴تو صوف و پوستین داری زمستانشمارهٔ ۱۵گرچه سلطانست در جمع رخوتشمارهٔ ۱۶به فکر اطعمه و البسه من و بسحاقشمارهٔ ۱۷با چکمه حنین تواضع نموده گفتشمارهٔ ۱۸شنیده‌ام که به دستار گیوه می‌گفتشمارهٔ ۱۹ای شاهد سمنبر والا شب زفافشمارهٔ ۲۰زنا که وصله کرباس زردکشمارهٔ ۲۱ترجیح شعر اطعمه بر البسه نهندشمارهٔ ۲۲درهم کشم چوچین قباروی از ملالشمارهٔ ۲۳قدک صوف از سجیف خوش نگرددشمارهٔ ۲۴گرفتم جبه در بر بصدرنجشمارهٔ ۲۵مرا محبتت ای رخت تو بعیدی هستشمارهٔ ۲۶با کمان حلاج گفت کتوشمارهٔ ۲۷از رخوتم عاریت کردی طلبشمارهٔ ۲۸میلک و میخک و کرباس و قدک در کارندشمارهٔ ۲۹غرض زین طرز تشریف قبولیست