گنج

شمارهٔ ۲۰

۴ بیت
زنا که وصله کرباس زردکفتاد از یقچه رختی بدستم
بدو گفتم که دیبا یا کتانی(که از بوی دلاویز تو مستم)
بگفتا پاره کرباس بودمولی با اطلس و کمخا نشستم
(کمال همنشین در من اثر کرد)(و گرنه آن قماشم من که هستم)