گنج

قصاید، غزلیات و قطعات

شمارهٔ ۱یری محنتی ثم یخفض البصراشمارهٔ ۲یک تازیانه خوردی بر جان از آن دو چشمشْشمارهٔ ۳دانشا! چون دریغم آیی از آنکشمارهٔ ۴به سخن ماند شعر شعراشمارهٔ ۵گر فراموش کرد خواجه مراشمارهٔ ۶جهان گواست مر او را که در جهان ملک استشمارهٔ ۷ابر همی گرید چون عاشقانشمارهٔ ۸چند بردارد این هریوه خروششمارهٔ ۹دریغ فر جوانی و عز و آی دریغشمارهٔ ۱۰عیب باشد به کار نیک درنگشمارهٔ ۱۱دانش و خواسته‌ است نرگس و گلشمارهٔ ۱۲تا کی دوم از گرد درِ توشمارهٔ ۱۳خنک این آفتاب و زهره و ماهشمارهٔ ۱۴اگر غم را چو آتش دود بودیشمارهٔ ۱۵چون چلیپای روم از آن شد باغشمارهٔ ۱۶مرا به جان تو سوگند و صعب سوگندی