گنج

شمارهٔ ۲

۳ بیت
یک تازیانه خوردی بر جان از آن دو چشمشْکز درد او بماندی مانند زرد‌سیب
کی دل به جای داری در پیش چشم اوکو چشمشْ را به غمزه بگرداند از وریب
یا رب بیافریدی رویی بدین مثالخود رحم کن بر امت وز راهشان مکیب