شمارهٔ ۱۳
خنک این آفتاب و زهره و ماهکه نباشند جاودانه تباه
همه بر یک نهاد خویش دوندکه نگردند هرگز از یک راه
راست گویی ستارگان ملکندچشمهی آفتاب شاهنشاه
نه بخوانید نائحه مشغولیا به تدبیر کین و حرب و سپاه
دوستانند پیش رویاروییک به دیگر همی کنند نگاه
....
بر فلک بر دو شخص پیشهورنداین یکی درزی و آن دگر جولاه
این ندوزد مگر کلاه ملوکو آن نبافد مگر پلاس سیاه
....
عذر با همت تو بتوان خواستپیش تو خامش و زبان کوتاه
همت شیر از آن بلندتر استکه دلآزار باشد از روباه