رباعیات
شمارهٔ ۱رفتی و غمت به سینه ام جای گرفتشمارهٔ ۲امروز دلم بی سر و سامان شده بازشمارهٔ ۳گفتم دلت از ناله کنم نرم چه سودشمارهٔ ۴بگذاشت مرا دو مه که زان چشم سیاهشمارهٔ ۵نه چشم تو را بر اشکم آمد نظریشمارهٔ ۶نه شب به غمت دیده من خفت دمیشمارهٔ ۷چون زلف توعشق بی قرارم کرده استشمارهٔ ۸یک روز به چشم من بینداز نگاهشمارهٔ ۹چون چشم من از فراق بینی بارانشمارهٔ ۱۰سازی اگرم به سینه مأوا چه شودشمارهٔ ۱۱فریاد ز ضرب دست آن چشم سیاهشمارهٔ ۱۲گفتی ز چه دوش آن همه جاری کردیشمارهٔ ۱۳گفتی مکن اینقدر صفائی زاریشمارهٔ ۱۴از روی محبت و سر غم خواریشمارهٔ ۱۵تا دیده ز دیدار تو دور افتاده استشمارهٔ ۱۶باز آی که نالان غمت خواهم بودشمارهٔ ۱۷نه طاقت آن کز تو قراری گیرمشمارهٔ ۱۸در فقر و فنا بسی کم از خاک رهمشمارهٔ ۱۹از لعل شکر لب تو دوری چه کنمشمارهٔ ۲۰مستان همه کام یاب از دختر رزشمارهٔ ۲۱هشیار خرد خراب از دختر رزشمارهٔ ۲۲ننهد همه کس باره ی عشق درونشمارهٔ ۲۳برآتش غم جگر کباب است مراشمارهٔ ۲۴برخیز و بیا شکسته حالیم نگرشمارهٔ ۲۵روزی گفتم به یار، کای لعبت چینشمارهٔ ۲۶واعظ به خدا که رفته از کف دل منشمارهٔ ۲۷کشنید ز دور شش و هفت و سه و چارشمارهٔ ۲۸گر عمر به مستی گذرد ور به هشمشمارهٔ ۲۹از لعل تو خون جگرم ماند به دلشمارهٔ ۳۰از مهر تو روزگار دل گشت سیاهشمارهٔ ۳۱ای دوست ز دست تو به دردم شب و روزشمارهٔ ۳۲تا کی به امید وصل آن حور وشمشمارهٔ ۳۳گر شیوه ی یار بی وفائی بودیشمارهٔ ۳۴دی یارم رفت و شد رقیبش ز قفاشمارهٔ ۳۵دردا کآخر رقیب عدوان اندیششمارهٔ ۳۶صد شکر خدا را که وفا دارستیشمارهٔ ۳۷گفتی که هزار حیلت انگیخته ایمشمارهٔ ۳۸یک لحظه رقیب برنخیزد ز برتشمارهٔ ۳۹گفتم اگر ای نگار از کین رقیبشمارهٔ ۴۰چونان که مرا رقیب کین پرور توشمارهٔ ۴۱از دست رقیبم ارچه دل بود فگارشمارهٔ ۴۲برجور رقیب کش خوشی کاوش ماست