گنج

قصاید

شکایتمنسوخ شد مروت و معدوم شد وفامدح اثیرالدین امین‌الملک زین‌الدوله ابومنصور نصر بن علینگار من چو بر سیمین میان زرین کمر بنددمدح - چنان که باد همی تخت جم کشیدبر ماه روشن از شب تاری علم کشیدتهنیت فتح عراق و مدح سلطان سنجراین اشارتها که ظاهر شد ز لطف کردگارقصیده در مدح معزالدین و الدنیا ابوالحارث سنجر بن ملکشاه و میرمیران قطب‌الدینبه فر دولت میمون به فضل ایزد داورمدح معزالدین سلطان ابوالحارث سنجر سلجوقیزهی شاهنشه اعظم زهی فرمانده کشورمدیحهای عارض تو چون گل و زلف تو چو سنبل