گنج

هزلیات

شمارهٔ ۱ - آبروی دولتدولت به ریش زرد «ظهیر» آبرو گرفتشمارهٔ ۲ - ماستمالیهر آن که بی خبر از فن خایه مالی شدشمارهٔ ۳ - چه معامله باید کرد؟بعد ازین بر وطن و بوم و برش باید رید!شمارهٔ ۴ - خر تو خراین چه بساطی است، چه گشته مگر؟شمارهٔ ۵ - خرنامهدردا و حسرتا که جهان شد به کام خر!شمارهٔ ۶ - قهر کردن مؤتمن الملکدوش شنیدم که گفت «مؤتمن الملک»شمارهٔ ۷ - سوگند وکالتضیاء الواعظین، آن رند جیغوشمارهٔ ۸ - در هجو شیخ ممقانیاز دست هر که هر چه، بستانده و ستانیشمارهٔ ۹ - شعر و شکرعامیان شعر تو با شکر، برابر می‌کنندشمارهٔ ۱۰ - یک عمر آه و نالهمرا چه کار که یک عمر، آه و ناله کنم؟شمارهٔ ۱۱ - مستزاد مجلس چهارماین مجلس چارم به خدا ننگ بشر بود!شمارهٔ ۱۲ - در هجو خلخالیدر ده: سگ زشتی بود، موریخته و لاغرشمارهٔ ۱۳ - مهدی کچلکار و بارت جور، مهیا شدهشمارهٔ ۱۴ - هجو دیوان بیگیوقتی آلو شده در تهران (دو)شمارهٔ ۱۵ - در هجو وحید دستگردیای وحید دستگردی! شیخ گندیده دهن