گنج

اشعار نویافته

شمارهٔ ۱از پای آن که زیر خاکش کردشمارهٔ ۲گویان ز پی تو ما دل و دلشمارهٔ ۳گر بخواهد نگار چهره توشمارهٔ ۴پرده خوبی بساز امشب و بیرون خرامشمارهٔ ۵در جُنگ شماره 16717 دو قصیده از عمادی آمده است که در دیوان و منابع دیگر یافت نشد مطلع آن دو قصیده:شمارهٔ ۶راد ابوالفضل بن ابوالقاسمشمارهٔ ۷حسن تو با سپهر عنان در نمی‌کشدشمارهٔ ۸زلفت ما را هلاک جان می‌خواهدشمارهٔ ۹زلفت کی به زیر سایه بدری داردشمارهٔ ۱۰در جنگ خطی (گنج بخش) اشعار مختلفی به نام عمادی شهریاری آمده است.شمارهٔ ۱۱شاهی که برون بام چرخ است درششمارهٔ ۱۲آدمی را امید راحت و بیمشمارهٔ ۱۳ای همه رازها تو را معلومشمارهٔ ۱۴قمری که به گاه فرق نشناختشمارهٔ ۱۵تیر فلک ز بیم ستونه کند چو تیرشمارهٔ ۱۶تشویر می‌دهد خرد خرده‌بین مراشمارهٔ ۱۷انوری گوید:شمارهٔ ۱۸کمال‌الدین‌اسماعیل گوید:شمارهٔ ۱۹نکویی کن و کسب کن نام نیکوشمارهٔ ۲۰برون ز نام نکو چیست در زمانه بگوشمارهٔ ۲۱دندان طمع برکن و این مایه بدانشمارهٔ ۲۲دریغا دیده ره‌بین نداری