شمارهٔ ۱
از پای آن که زیر خاکش کردچرخ را سنگسار بایستی
مشتری را برای کینه اوبا زحل کارزار بایستی
پس از او بزم ساختن افسوسجام را مایه نار بایستی
پس از او رزم کردهاند آوختیغ را شرم و عار بایستی
از پس هرکه داشت سیرت اوچون منی یادگار بایستی
روی مریخ همچو ایاممزاین فزع همچو قار بایستی
از پی تشنگان ماتم اوآفتاب آبدار بایستی
اندر این بوستان که عیش من استگل طمع نیست خار بایستی
به ضرورت بلا کشم چه عجبدر بلا اختیار بایستی
ابیات دیگر این شعر در قصیده شماره 36 ذیل در گنجور قرار دارند.