شمارهٔ ۲
گویان ز پی تو ما دل و دلجویان ز تو نزد ما زر و زر
عشقت بره دو مادر آمدهرگز نشود نزار و لاغر
جزو است زمانه ملک او کلماده است ستاره قهر او نر
روزی که جهان بادپیشهدر سر گیرد ز خاک چادر
بر هم کوبند گرد گیرانمانند جبال روز محشر
از دود چنان شود که گوییشیر علم است شیر مجمر
بگذارد گوسفند گردوناز شعله گرز گاوپیکر
کاری کردی که هیچ دانادر دولت تو نداشت باور
کاری دگر است از پی آنإن شاءالله شود میسر
ابیات دیگر این شعر در قصیده شماره 23 ذیل در گنجور قرار دارند.