شمارهٔ ۱۵۱
خوش آنکه در طریق عدالت قدم زنیمبا این مرام در همه عالم، علم زنیم
این شکل زندگی نبود قابل دوامخوب است این طریقه بد را به هم زنیم
قانون عادلانهتر از این کنیم وضعآنگاه بر تمام قوانین قلم زنیم
دست صفا دهیم به معمار عدل و دادپا بر سر عوالم جور و ستم زنیم
چون جنگ خلق بر سر دینار و درهم استباید به جای سکه چکش بر درم زنیم
دنیا چو شد بهشت برین زین تبدلاتما از نشاط طعنه به باغ ارم زنیم
ما را چو فرخی همه خوانند تندروروزی گر از حقایق ناگفته دم زنیم