گنج

شمارهٔ ۱۰

باز گویم این سخن را گرچه گفتم بارهامی‌نهند این خائنین بر دوش ملت بارها
پرده‌های تار و رنگارنگی آید در نظرلیک مخفی در پس آن پرده‌ها اسرارها
مارهای مجلسی دارای زهری مهلکندالحذر باری از آن مجلس که دارد مارها
دفع این کفتارها گفتار نتواند نموداز ره کردار باید دفع این کفتارها
کشور ما پاک کی گردد ز لوث خائنینتا نریزد خون ناپاک از در و دیوارها
مزد کار کارگر را دولت ما می‌کندصرف جیب هرزه‌ها، ولگردها، بیکارها
از برای این همه خائن بود یک دار کمپر کنید این پهن میدان را ز چوب دارها
دارها چون شد به پا با دست کین بالا کشیدبر سر آن دارها سالارها، سردارها
فرخی این خیل خواب‌آلود مست غفلتنداین سخن‌ها را بباید گفت با بیدارها