شمارهٔ ۱۱
سرپرست ما که مینوشد سبک رطل گران رامیکند پامال شهوت دسترنج دیگران را
پیکر عریان دهقان را در ایران یاد ناردآنکه در پاریس بوسد روی سیمینپیکران را
شد سیه روز جهان، از لکهٔ سرمایهداریباید از خون شُست یکسر باختر تا خاوران را
انتقام کارگر ای کاش آتش برفروزدتا بسوزد سربهسر این تودهٔ تنپروران را
غارتِ غارتگران گردید بیتالمالِ ملّتباید از غیرت به غارت داد این غارتگران را
مادر ایران عقیم آمد برای مرد زادنهمچو زنها پیروی کن صنعت رامشگران را
نوک کلک فرخی در آمهٔ خون شد شناورتا که طوفانی نماید، این محیط بیکران را