گنج

مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

۶٬۰۰۰ شعر در این وزن.

اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۸۹ - )اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۹۷ - )اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۹۸ - )اقبال لاهوری » پیام مشرق » بخش ۲۹۹ - )اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۳۶ - زمستان را سرآمد روزگاراناقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۳۷ - هوای خانه و منزل ندارماقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۱۳۸ - تمهید گلشن راز جدیداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱ - دل ما بی‌دلان بردند و رفتنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲ - سخن‌ها رفت از بود و نبودماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳ - دل من، در گشاد چون و چند استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴ - چه شور است این که در آب و گل افتاداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵ - جهان از خود برون‌آوردهٔ کیست؟اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶ - دل بی‌قید من در پیچ و تابی‌ستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷ - صبنت الکاس عنا ام عمرواقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸ - به خود پیچیدگان در دل اسیرنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۹ - روم راهی که او را منزلی نیستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۰ - می من از تنک‌جامان نگه داراقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۱ - تو را این کشمکش اندر طلب نیستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۲ - ز من هنگامه‌ای وه این جهان رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۳ - جهانی تیره‌تر با آفتابیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۴ - غلامم جز رضای تو نجویماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۵ - دلی در سینه دارم بی‌سروریاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۶ - چه گویم قصهٔ دین و وطن رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۷ - مسلمانی که در بند فرنگ استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۸ - نخواهم این جهان و آن جهان رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۱۹ - چه می‌خواهی از این مرد تن‌آسایاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۰ - به آن قوم از تو می‌خواهم گشادیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۱ - نگاه تو عتاب‌آلود تا چند؟اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۲ - سرود رفته باز آید که ناید؟اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۳ - اگر می‌آید آن دانای رازیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۴ - متاع من، دل دردآشنای استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۵ - دل از دست کسی بردن ندانداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۶ - دل ما از کنار ما رمیدهاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۷ - نداند جبرئیل این های و هو رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۸ - شب این انجمن آراستم مناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۲۹ - چنین دور آسمان کم دیده باشداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۰ - عطا کن شور رومی، سوز خسرواقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۱ - مسلمان، فاقه مست و ژنده‌پوش استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۲ - دگر ملت که کاری پیش گیرداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۳ - دگر قومی که ذکر لاالهشاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۴ - جهان تست در دست خسی چنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۵ - مریدی فاقه مستی گفت با شیخاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۶ - دگرگون کشور هندوستان استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۷ - ز محکومی مسلمان خودفروش استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۸ - یکی اندازه کن سود و زیان رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۳۹ - تو می‌دانی حیات جاودان چیست؟اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۰ - به پایان چون رسد این عالم پیراقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۱ - بدن وامانده و جانم در تک و پوستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۲ - الا یا خیمگی خیمه فروهلاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۳ - نگاهی داشتم بر جوهر دل