گنج

مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

۶٬۰۰۰ شعر در این وزن.

اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۴ - ندانم دل شهید جلوه کیستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۵ - مپرس از کاروان جلوه مستاناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۶ - به این پیری ره یثرب گرفتماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۷ - گناه عشق و مستی عام کردنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۸ - چه پرسی از مقامات نوایماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۴۹ - سحر با ناقه گفتم نرم تر رواقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۰ - مهار ای ساربان او را نشایداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۱ - نم اشک است در چشم سیاهشاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۲ - چه خوش صحرا که در وی کاروانهااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۳ - چه خوش صحرا که شامش صبح خند استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۴ - امیر کاروان آن اعجمی کیست؟اقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۵ - مقام عشق و مستی منزل اوستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۶ - غم پنهاں که بی گفتن عیان استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۷ - به راغان لاله رست از نو بهاراناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۸ - گهی شعر عراقی را بخوانماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۵۹ - غم راهی نشاط آمیزتر کناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۰ - بپا ای هم نفس باهم بنالیماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۱ - حکیمان را بها کمتر نهادنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۲ - جهان چار سو اندر بر مناقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۳ - درین وادی زمانی جاودانیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۴ - مسلمان آن فقیر کج کلاهیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۵ - تب و تاب دل از سوز غم تستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۶ - شب هندی غلامان را سحر نیستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۷ - چه گویم زان فقیری دردمندیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۸ - چسان احوال او را بر لب آرماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۶۹ - هنوز این چرخ نیلی کج خرام استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۰ - نماند آن تاب و تب در خون نابشاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۱ - دل خود را اسیر رنگ و بو کرداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۲ - بروی او در دل ناگشاداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۳ - گریبان چاک و بی فکر رفو زیستاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۴ - حق آن ده که « مسکین و اسیر» استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۵ - دگر پاکیزه کن آب و گل اواقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۶ - عروس زندگی در خلوتش غیراقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۷ - به چشم او نه نور و نی سرور استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۸ - مسلمان زاده و نامحرم مرگاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۷۹ - ملوکیت سراپا شیشه بازی استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۰ - تن مرد مسلمان پایدار استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۱ - مسلمان شرمسار از بی کلاهی استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۲ - مپرس از من که احوالش چسان استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۳ - به چشمش وانمودم زندگی رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۴ - مسلمان گرچه بی خیل و سپاهی استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۵ - متاع شیخ اساطیر کهن بوداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۶ - دگرگون کرد لادینی جهان رااقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۷ - حرم از دیر گیرد رنگ و بوئیاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۸ - فقیران تا به مسجد صف کشیدنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۸۹ - مسلمانان به خویشان در ستیزنداقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۹۰ - جبین را پیش غیر الله سودیماقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۹۱ - بدست می کشان خالی ایاغ استاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۹۲ - سبوی خانقاهان خالی از میاقبال لاهوری » ارمغان حجاز » بخش ۹۳ - مسلمانم غریب هر دیارم