شمارهٔ ۴ - مصدر علم لدنی
چون خدا از نور خود نور پیمبر آفریدپس ز نور پاک احمد نور حیدر آفرید
از پی اثبات یکتایی خود آن هر دو رااز ید قدرت، خدای حی و داور آفرید
شاهد واحد چو اندر شرع باشد ناپسندبعد احمد شاهدی دیگر چو حیدرآفرید
گوهری در صلب احمد بود پنهان از ازلزان گهر پس نطفهٔ زهرای اطهر آفرید
همسری از بهر زهرا چون کسی لایق ندیدمرتضی را بهر او شایسته همسر آفرید
شهر علم است احمد و ذات خدای لم یزلمرتضی را بهر شهر علم او در آفرید
مصدر علم لدنی داد احمد را قرارمرتضی را مشتق از آن پاک مصدر آفرید
داشت چون در سینه علم اولین و آخرینزان سبب او را خدا بر خلق، مهتر آفرید
چون علی را در وجود آورد کتم عدمروی او رخشان تر از خورشید خاور آفرید
بر در درگاه حشمت جاه و، والا رتبه اشبهر خدمت، خادمی مانند قنبر آفرید
از پی ترویج دین احمدی در روز جنگبهر حیدر بوالعجب تیغی دو پیکر آفرید
عاصیان را دید چون مستغرق بحر گناهاین دو تن را خود شفیع روز محشر آفرید
دوستان مرتضی را کرد از کوثر نصیبوز برای دشمنان، سوزنده اخگر آفرید
کلک «ترکی» را به جان دشمنان مرتضیگوییا خون زیرتر از نوک خنجر آفرید