گنج

شمارهٔ ۲۵ - سر عشق

۱۱ بیت
هر که را عشق دلبری به سر استمیتوان گفتنش که خود بشر است
وآنکه از عشق، بی خبر باشدجانور بلکه کم زجانور است
ما سوی را به نیم جو نخردهرکه از سر عشق باخبر است
عشق گنج است و عاشقی گنجورعشق دریا و عاشقی گهر است
هر که عاشق نشد در این عالمبه مثل چون درخت بی ثمر است
عاشقی نیست کار بوالهوسانکه ره عشق، راه پر خطر است
عاشقان را شروط بسیار استکاولین شرط، ترک جان و سر است
پا به میدان عشق، هر که نهادسینه اش تیر عشق را سپر است
عاشقی پیشهٔ حسین علی استکه در آفاق، نام او سمر است
جان به قربان نام آن عاشقکه زجان، نام او عزیزتر است
«ترکیا» عشق از حسین آموزکه چنین عشق، عشق با اثر است