شمارهٔ ۹۵ - اشتیاق رخ دوست
اگر چه در نظر خلق خاکسارانیمگدای درگه عشقیم و، تاج دارانیم
الا که می برد از ما به محتسب خبریکه ما به گوشهٔ میخانه، می گسارانیم
گدای گوشه نشینیم و، رنده باده گسارغلام همت رندان باده خوارانیم
فدائیان سرکوی مه جبینانیماسیرطرهٔ گیسوی گلعذارانیم
بیاد نرگس چشم نگارسرو قدیچو لاله بر جگر از عشق، داغدارانیم
در این چمن که هزاران هزار نغمه سراستگر التفات کنی ما خود آن هزارانیم
به راه عشق اگر چه پیاده ایم ولیکز اشتیاق رخ دوست، شهسوارانیم
اگر چه بر سر راهند قاطعان طریقبه بین چسان به ره عشق، ره سپارانیم
به خاک مزرعهٔ عشق «ترکیا» بذریفشانده ایم و کنون، مستحق بارانیم